درست یادم نیست کی بود و یا اسمش چی بود. نخستین وبلاگم رو میگم. فقط میدونم حدود 4 سال پیش ( یا کمی بیشتر ) بود که کم کم به این فکر افتادم که در مورد تمایلات و احساساتی که دارم با کسی مشورت بکنم. قرعه به نام دکتر » شیر محمدی » افتاد. با اطلاعات ناقصی که داشتم ( آخه اون موقع خیلی رفتارم دخترانه بود ) نامه ای به ایشان نوشتم و هر آنچه رو که بود توضیح دادم. ایشان در پاسخ نوشتند که: شما یک تـ ـرنـ ـس هستید!
پاسخ ایشان زیاد به دلم ننشست. به من توصیه کردن یک وبلاگ بسازم و هر آنچه رو که در مورد خودم هست توش بنویسم. منم یک وبلاگ در بلاگفا ساختم و این آغاز وبلاگ نویسی بود. درست یادم نیست نام اون حتی چی بود.
پس از مدتی با دوستان هم احساس در شهرهای دیگه آشنا شدم و با خوندن نوشته های اونها و پی بردن به احساساتی که داشتن ( و با یک اتفاق خیلی کوچولو ) فهمیدم که یک گـ ـی هستم.
این بار با اطلاعاتی آپدیت شده با دکتر مشورت کردم و این بار ایشان با اطمینان اعلام کردن که شما یک گـ ـی هستید.
در طول چند ماه که شاید به 5 ماه میرسید آمار بازدید وبلاگ من به 16000 نفر رسید ولی متاسفانه پس از مدتی توسط خود بلاگفا مسدود شد.
خاطره های شیرین و تلخی از وبلاگ نویسی دارم و باید بگم بهترین و بدترین لحظه ها رو در وبلاگ هایی که داشتم سپری کردم.
یادش بخیر.
حالا من از دوستان زیر که اسمشون رو خواهم نوشت خواهش میکنم دعوت منو پاسخ داده و بنویسند که:
- حدودا از چه تاریخی کار وبلاگ نویسی رو آغاز کردن؟
- نام نخستین وبلاگی که ساختن و در اون نوشتن چی بود؟
- اگر خاطره ای دارند رو هم ضمیمه اون کرده و
در وبلاگ خودشون بنویسند.
© این بازی در انحصار وبلاگ من بوده و از اینجا آغاز خواهد شد. هر کدام از دوستانی که دعوت شدن هم میتونن به نوبه خودشون چند نفر رو به این بازی دعوت بکنن.
دوستانی که من به این بازی دعوت میکنم اینها هستند:
1- آقای مانی زانیار از وبلاگ » مانی زانیار «
2- آقا رضا از وبلاگ » پسر «
3- آقا بهبد از وبلاگ » ابژکتیو «
4- آقا هملت از وبلاگ » طعم زندگی «
امیدوارم این بازی بتونه برای دقایقی هم شده ماها رو به اون روزهایی ببره که برای همه ی ما بی شک خاطره انگیز ترین هستند.
13880617


گمشده گفت
هر چند بعضی ها رو به زور می شه تحمل کرد ( مثلا من) ولی با هم بودن رو دوست دارم. بی شک با هم بودن خیلی بهتر از بی هم بودنه. خدا می دونه چقدر خوبتر
5pesar گفت
چشم، شرکت می کنم اما یه خورده وقت لازم دارم
حامد گفت
ممنونم از شما
بازی وبلاگی: اولین وبلاگ « پسر گفت
[...] وبلاگی: اولین وبلاگ بلاگر ESHAAREH دعوت کرده بود تا در بازی وبلاگی مورد پشنهادش شرکت کنم که از دعوتش متشکرم و همونطور که براش پیام داده [...]