خبر شوکه کننده بود. ایمیل رو که باز کردم در جا خشکم زد.
بهار همین امسال بود که دو تا از همشهری های خودم با یک نفر دیگه که اهل استان همجوار ما هست و ایشان رو هم کم و بیش میشناسم، برای انجام کارهای مربوطه به ترکیه رفتن.پس از چندین ماه و حالا که داشت کارهای اونها رو به راه میشد خبر رسید که:
خانواده اون آقایی که در استان همجوار ما هستن، میرن استانبول و پسرشون رو هر طور شده به اونجا میکشن. هر طور شده مجبورش میکنن بره اداره پلیس شهری که بوده و پاسپورتش رو بگیره و بگه: من دروغ گفتم، هیچ مشکلی ندارم و …
این بدبخت رو به زور به ایران میبرن و حالا هیچ خبری از اون نیست. اینکه زنده هست، آسیبی بهش رسیده یا نه، خدا میدونه.
وای خدایا ما گـ ـی ها حتی در خارج از کشور هم در امان نیستیم و این یک مصیبت بزرگ هست.
نمیدونم چکار باید بکنم، کاری هم از دستم برنمیاد.
فقط میتونم این رو بگم که: مـاهـا هر جا که باشیم در امان نخواهیم بود.
مراقب باشید. خیلی هم مراقب باشید.
حامد
13891023


Davemo گفت
نگران نباشید… مطمئنا شما هم قطعه ی گمشده ای دارید.
انسان در ذات خود می خواهد تنها باشد، ولی در ذات خود نیز مایل به رهایی از تنهاییست. این یک دیالکتیک انسانی دیگر است.
احمد(آدمک) گفت
اره خوب این مسئله پذیرفتنی نیست!!! حتی گاهی برای بعضی از خودمون!!
نقطه چين ها. . . گفت
حقشه..آدم انقدر دست و پا چلفتي؟!!..
يوسف
hirad گفت
سلام حامد جان
به من هم یه سری بزنید
و اگه اشکالی نداشت لینک بدید
ممنون
موفق باشی
سعيد گفت
نگران نباش هم حس گلم خدا حافظ ماست.
ESHAAREH: یک حادثه تکان دهنده « پسر گفت
[...] پیوند به منبع [...]
mHrDaD گفت
سلام: از استان ما (همجوار استان شما نبود؟) ولی کلا هیچ جا امن نیست
Haamed گفت
آره عزیزم هیچ جا امن نیست حتی خونه
امیر گفت
ممنونم حامد جان بابت اطلاع رسانی که کردی. مارو از وضعیت خودت بیخبر نگذاری.